يحيى دولت آبادى

174

حيات يحيى ( فارسى )

عالم بشرى برداشته مىشود منتشر گشته است و به زودى در ميان ملت ما هم نشر خواهد شد . ولى يك نكته را هم نبايد از نظر دور داشت و آن اين است كه تأسيس مجمع اتفاق ملل به تمام معنى يا بايد بواسطه تهذيب اخلاق عمومى بوده باشد كه ملل عالم از روى آن حسن اخلاق بنام مقدس انسانيت از ايجاد موجبات اختلافات ما بين خود احتراز نمايند و اگر احيانا اختلافى رويداد در محاكم وجدان صلح‌جويان با اسباب عادى قطع و فصل كرد و يا بايد شدت احتياج در اشتراك در سود و زيان عمومى تأسيس مجمع اتفاق ملل را ايجاب نمايد غير از اين دو راه راهى به نظر نميرسد . بديهى است علم و تربيت بشرى هنوز بدرجه‌ئى نرسيده است كه از روى دانش و پرورش دست رد به سينه حرص و طمعها گذارده به مقصد اصلى كه صلح و سلامت است برسيم و يا لااقل نزديك گرديم چنان كه ملاحظه ميكنيم هرچه بدبختى بيشتر شامل حال ملل عالم ميگردد اشتعال آتش بغض و كينه و حرص و طمع بر زيادت مىشود بطوريكه يك صاحب زبان كه با هزار بيان محسنات صلح عمومى را گوشزد عالميان مىكند در همان حال اشتهاى خود را صاف و حلقوم خويش را وسعت ميدهد كه بتواند سرتاسر جهان را ببلعد اين است طبيعت بشرى كه هيچ قوه‌ئى نميتواند در عالم او را محدود كند مگر احتياج آيا ملل عالم خاصه اقوياى آنها احتياج خود را به صلح عمومى و تأسيس جامعه ملل براى نگاهدارى آن احساس كرده‌اند من در اين مسئله هنوز شك دارم آيا صداى صلح و سلامت‌خواهى براستى و حقيقت از حلقوم دول بيرون ميآيد كه صلح‌جويان جهان آن صدا را سروش غيب دانسته زمين و آسمان را از صداى لبيك خود پر نمايند من در اينموضوع هنوز ترديد دارم . زيرا در عين خوشبينى كه در وجود نابود من به حد افراط بوده و هست حوادث اخير دنيا با آنچه به چشم و گوش خود ديده و شنيده‌ام يك اندازه مرا مجبور كرده است خوشبينى خود را محدود نگاهدارم با وجود اين هركجا صداى صلح عمومى بلند مىشود سراسر وجود من براى شنيدن آن گوش ميگردد هركجا نام مجمع اتفاق ملل برده مىشود باستقبال آن ميشتابم و يك مسئله را هم نبايد از نظر دور داشت كه اگر